جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Dirtwad
01
شخص حقیر, بیارزش
a contemptible or worthless person
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
dirtwads
مثالها
That dirtwad stole my lunch from the fridge.
آن پستفطرت ناهار مرا از یخچال دزدید.



























