جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Country bumpkin
01
دهاتی, روستایی
a naive, unsophisticated, or backward person from a rural area
توهینآمیز
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
country bumpkins
مثالها
City people treated him like a country bumpkin for wearing boots.
مردم شهر به خاطر پوشیدن چکمهها با او مانند یک دهاتی رفتار میکردند.
LanGeek



























