جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Carton girl
01
دختر یکبار مصرف, دختر کارتنی
a woman regarded as cheap, disposable, or low-value
توهینآمیز
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
gender specific
شکل جمع
carton girls
مفرد مذکر
carton boy
مفرد مؤنث
carton girl
neutral form
disposable person
مثالها
He treated dates like carton girls – use once and toss.
او با قرارها مانند دختران مقوایی رفتار میکرد – یک بار استفاده کن و دور بینداز.
LanGeek



























