جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Booger brain
01
مغز بوگر, سر بوگر
a silly or stupid person
Offensive
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
booger brains
مثالها
He stuck out his tongue and yelled " booger brain " after losing the video game.
او زبانش را بیرون آورد و « مغز خشخاش » فریاد زد پس از باخت در بازی ویدیویی.



























