جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Booger brain
01
مغز بوگر, سر بوگر
a silly or stupid person
توهینآمیز
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
booger brains
مثالها
The little kid called his sister a booger brain for forgetting her lines in the play.
بچه کوچک خواهرش را مغز مخاط نامید چون خطوطش را در نمایش فراموش کرده بود.



























