جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Beetlehead
01
احمق, نادان
a stupid or dull-witted person
Dated
Offensive
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
beetleheads
مثالها
He felt like a beetlehead for locking his keys in the car.
او احساس کرد که یک احمق است برای اینکه کلیدهایش را در ماشین قفل کرد.



























