جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Pigfucker
01
پست, خبیث
a despicable or contemptible person
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
pigfuckers
مثالها
He called the guy who scammed his grandma a dirty pigfucker.
او مردی که مادربزرگش را کلاهبرداری کرد را یک خوککن کثیف نامید.
02
خبرچین, مخبر
a police informant
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
مثالها
The gang beat the pigfucker who ratted them out to the cops.
گروه آن خوک-کن را که آنها را به پلیس لو داده بود کتک زد.
03
خوککن, شکارچی چاقها
a man who has sex with overweight or fat women
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
مثالها
The guys teased him for being a pigfucker after he hooked up with the heavy girl.
پسرها او را به خاطر خوک-بکن بودن مسخره کردند بعد از اینکه با دختر سنگین رابطه برقرار کرد.
LanGeek



























