جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
batshit
01
extremely irrational, unreasonable, or insane
Dialect
American
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most batshit
شکل تفضیلی
more batshit
درجهپذیر
مثالها
His conspiracy theories are completely batshit.
تئوریهای توطئه او کاملاً دیوانهوار هستند.
Batshit
01
گوانو خفاش, مدفوع خفاش
bat feces
غیررسمی
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
The cave floor was covered in batshit.
کف غار با مدفوع خفاش پوشیده شده بود.



























