جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Ratfucker
01
حرامزاده, پست
a contemptible or despicable person
Dialect
American
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
مثالها
That ratfucker stole my idea and presented it as his own.
آن پستفطرت ایده من را دزدید و آن را به عنوان ایده خودش ارائه داد.
02
خرابکار سیاسی, حقهباز حیلهگر
a person who engages in sabotage, underhanded tactics, or dirty tricks, especially in politics
Dialect
American
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
ratfuckers
مثالها
The campaign hired a ratfucker to dig up dirt on the opponent.
کمپین یک خرابکار را استخدام کرد تا در مورد حریف خاکآلود کند.



























