جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fuckuppery
01
بی نظمی, هرج و مرج
serious trouble, chaos, or ruination caused by mistakes or bad decisions
Dialect
American
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
The whole project turned into complete fuckuppery after the budget cut.
کل پروژه پس از کاهش بودجه به یک آشفتگی کامل تبدیل شد.



























