جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Ho
01
فاحشه, هرزه
a woman who has many casual sexual partners or is perceived as promiscuous
Dialect
American
Offensive
Slang
Vulgar
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
hos
مثالها
He got mad when his friends warned him his new girlfriend was a ho.
وقتی دوستانش به او هشدار دادند که دوستدختر جدیدش یک فاحشه است، عصبانی شد.
02
فاحشه, روسپی
a sex worker
Dialect
American
Offensive
Slang
Vulgar
مثالها
He claimed he paid a ho for the night after the strip club.
او ادعا کرد که بعد از باشگاه استریپ، برای شب یک فاحشه پرداخت کرده است.



























