جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fatfuck
01
چاق کثیف, آدم چاق حقیر
a contemptible or despicable obese person
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
fatfucks
مثالها
That lazy fatfuck hasn't left his couch in weeks and just orders takeaway all day.
آن چاق کثیف تنبل هفتههاست از مبلش بلند نشده و فقط تمام روز غذا سفارش میدهد.



























