جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fatface
01
چهره چاق, صورت تپل
a person with a large or chubby face
Offensive
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
fatfaces
مثالها
He hated old photos where his fatface looked rounder.
او از عکسهای قدیمی متنفر بود که در آنها چهره چاقش گردتر به نظر میرسید.
درخت واژگانی
fatface
fat
face



























