جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Tosspot
01
احمق, نادان
a foolish, inept, or contemptible person
Dialect
British
توهینآمیز
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
tospots
مثالها
She called her brother a lazy tosspot for lying on the couch all day.
او برادرش را به خاطر دراز کشیدن روی مبل تمام روز، یک بیعرضه تنبل خطاب کرد.



























