جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fatass
01
چاقالو, چاق
an excessively overweight person
Dialect
American
Offensive
Slang
Vulgar
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
fatasses
مثالها
He 's become a complete fatass after months of ordering takeout every night.
او پس از ماهها سفارش غذای بیرونبر هر شب، به یک چاق کامل تبدیل شده است.



























