جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fatass
01
چاقالو, چاق
an excessively overweight person
Dialect
American
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
fatasses
مثالها
The fatass hogged the entire armrest on the flight and wouldn't budge.
چاقالو تمام دستههای صندلی را در پرواز اشغال کرد و تکان نمیخورد.



























