جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to swing by
01
سر زدن, گذر کردن
to make a quick, casual visit
slang
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حرکتی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
by
فعل پایه
swing
زمان حال
swing by
سومشخص مفرد
swings by
وجه وصفی حال
swinging by
گذشته ساده
swung by
اسم مفعول
swung by
مثالها
She swung by to drop off the books.
او سر زد تا کتابها را تحویل دهد.



























