جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Sarmie
01
ساندویچ آفریقای جنوبی, سارمی
(South African) a sandwich
Slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
sarmies
مثالها
She made a peanut butter sarmie for breakfast.
او برای صبحانه یک سارمی کره بادام زمینی درست کرد.



























