جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
morto
01
خیلی خجالتزده, سبب خجالت
(Irish) very embarrassed or causing embarrassment
عامیانه
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most morto
شکل تفضیلی
more morto
درجهپذیر
مثالها
He felt morto after tripping on stage.
او بعد از زمین خوردن روی صحنه احساس morto کرد.



























