rubby
ru
ˈrʌ
را
bby
bi
بی
/ɹˈʌbi/

تعریف و معنی "rubby"در زبان انگلیسی

Rubby
01

الکل مالشی, الکل ضدعفونی کننده

(Canada) rubbing alcohol
Slang
مثال‌ها
She cleaned the cut with rubby.
او بریدگی را با الکل مالشی تمیز کرد.
02

یک میخواره, یک فرد افراطی در نوشیدن

(Canada) a person who drinks excessively
Slang
مثال‌ها
That rubby ca n't hold his liquor.
آن رابی نمی‌تواند مشروبش را تحمل کند.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه