جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
hooped
01
گیر افتاده, در وضعیت دشوار
(Western Canadian) trapped in a difficult or nearly impossible situation
slang
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most hooped
شکل تفضیلی
more hooped
درجهپذیر
مثالها
I'm hooped if I do n't finish this project today.
من گیر افتادهام اگر امروز این پروژه را تمام نکنم.
درخت واژگانی
hooped
hoop



























