جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to kick with
01
هم وقت شدن با, وقت گذراندن با
(African American) to hang out, spend time, or associate with someone casually
عامیانه
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
with
فعل پایه
kick
زمان حال
kick with
سومشخص مفرد
kicks with
وجه وصفی حال
kicking with
گذشته ساده
kicked with
اسم مفعول
kicked with
مثالها
He kicked with the crew after school.
او بعد از مدرسه با تیم وقت گذراند.



























