جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Grabowski
01
یک کارگر شیکاگو, یک وفادار شیکاگو
(Chicago) a determined, hardworking, and loyal person
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
grabowskis
مثالها
If Ditka called you a grabowski, it was a high compliment.
اگر دیتکا شما را گرابوفسکی صدا زد، این یک تعریف بزرگ بود.



























