to tump
tump
tʌmp
tamp
trumpthump

تعریف و معنی "tump"در زبان انگلیسی

to tump
01

واژگون کردن, ریختن

(Southern US) to tip over or spill accidentally 
عامیانه
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حرکتی
باقاعده
زمان حال
tump
سوم‌شخص مفرد
tumps
وجه وصفی حال
tumping
گذشته ساده
tumped
اسم مفعول
tumped
مثال‌ها
Don't tump that glass of sweet tea. 

آن لیوان چای شیرین را واژگون نکن.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه