جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Crash pad
01
مکانی برای اقامت موقت, محل اسکان موقت
a place where someone temporarily stays or sleeps
slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
crash pads
مثالها
She found a crash pad for the night near the concert venue.
او یک کراش پد برای شب در نزدیکی محل کنسرت پیدا کرد.



























