جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to glark
01
استنتاج معنی کلمه از زمینه آن, حدس زدن معنی اصطلاح از طریق کاربرد آن
to infer the meaning of a word from its context
عامیانه
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
glark
سومشخص مفرد
glarks
وجه وصفی حال
glarking
گذشته ساده
glarked
اسم مفعول
glarked
مثالها
I could glark what that term meant just from the way she used it.
توانستم معنی آن اصطلاح را فقط از نحوه استفاده او glark کنم.



























