جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fur baby
01
حیوان خانگی, بچه خزدار
a pet, usually a cat or dog, that is loved and cared for like a member of the family
Slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
fur babies
مثالها
She shares cute videos of her fur baby every morning.
او هر صبح ویدیوهای بامزه از بچه خزدار خود را به اشتراک میگذارد.



























