جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to 86
01
لغو کردن, حذف کردن
to cancel a customer's order
Slang
مثالها
I had to 86 the sandwich because it was burned.
من مجبور شدم ساندویچ را 86 کنم چون سوخته بود.
02
موقتاً حذف کردن, موقتاً از منو حذف کردن
to take an item off the menu temporarily
Slang
مثالها
We had to 86 the vegan burger; no patties left.
ما مجبور شدیم برگر گیاهی را 86 کنیم؛ هیچ پتی باقی نمانده بود.



























