جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to slide through
01
سر زدن, گذشتن
to come over or visit someone, often casually
slang
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حرکتی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
through
فعل پایه
slide
زمان حال
slide through
سومشخص مفرد
slides through
وجه وصفی حال
sliding through
گذشته ساده
slid through
اسم مفعول
slid through
مثالها
He slid through for a quick chat.
او برای یک گفتگوی سریع سر زد.



























