جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Blue suit
01
یک خلبان, یک عضو نیروی هوایی
a member of the Air Force, especially personnel stationed at an air base
slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
blue suits
مثالها
He is a blue suit, stationed at Peterson.
او یک کت و شلوار آبی است، که در پیترسون مستقر شده است.



























