to one-tap
one
wʌn
van
tap
tæp
tāp

تعریف و معنی "one-tap"در زبان انگلیسی

to one-tap
01

با یک شلیک کشتن, با یک ضربه از پا درآوردن

(gaming) to kill an enemy with a single shot 
عامیانه
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
one-tap
سوم‌شخص مفرد
one-taps
وجه وصفی حال
one-tapping
گذشته ساده
one-tapped
اسم مفعول
one-tapped
مثال‌ها
He one-tapped me right off spawn. 

او من رو درست تو اسپان وان‌تپ کرد.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه