جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to necro
01
نکرو, احیای مردگان
(gaming) to use necromancy or bring something back from the dead
عامیانه
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
necro
سومشخص مفرد
necros
وجه وصفی حال
necroing
گذشته ساده
necroed
اسم مفعول
necroed
مثالها
My character can necro skeletons to fight for me.
شخصیت من میتواند اسکلتها را نکرو کند تا برایم بجنگند.



























