جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to nuke and pave
01
کاملاً پاک و دوباره نصب کردن, فرمت و نصب مجدد از ابتدا
to completely wipe a computer's hard drive and reinstall the system to fix issues
عامیانه
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
nuke and pave
سومشخص مفرد
nukes and paves
وجه وصفی حال
nuking and paving
گذشته ساده
nuked and paved
اسم مفعول
nuked and paved
مثالها
I had to nuke and pave my laptop after the malware attack.
مجبور شدم بعد از حمله بدافزار، لپتاپم را پاک و دوباره نصب کنم.



























