جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Hard stan
01
یک طرفدار پرشور, یک ستایشگر مشتاق
a fan who intensely admires or sexualizes their idol
slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
hard stans
مثالها
She 's a hard stan of that actor; totally devoted.
او یک طرفدار سرسخت آن بازیگر است؛ کاملاً فداکار.



























