جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Hard stan
01
یک طرفدار پرشور, یک ستایشگر مشتاق
a fan who intensely admires or sexualizes their idol
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
hard stans
مثالها
I'm a hard stan for BTS, but it's not all sexual.
من یک استان سخت BTS هستم، اما این همه جنسی نیست.



























