جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Hot girl era
01
دوران دختر داغ, عصر دختر جذاب
a period of self-confidence, independence, or embracing one's attractiveness and charisma
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
hot girl eras
مثالها
She's in her hot girl era; no time for drama.
او در دوران دختر داغ خود است؛ زمانی برای درام ندارد.



























