جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Hot girl era
01
دوران دختر داغ, عصر دختر جذاب
a period of self-confidence, independence, or embracing one's attractiveness and charisma
slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
hot girl eras
مثالها
I 'm starting my hot girl era this month.
من دوره دختر جذاب خود را این ماه شروع میکنم.



























