جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Hot girl summer
01
تابستان دختر داغ, تابستان دختر با اعتماد به نفس
a period of confidence, fun, and self-expression, often during summer
slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
She 's having a full hot girl summer with friends and travel.
او در حال سپری کردن یک تابستان دختر داغ کامل با دوستان و سفر است.



























