جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Brain dump
01
تخلیه مغز, تخلیه حافظه
the act of quickly offloading all memorized knowledge, typically during a test
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
brain dumps
مثالها
I did a brain dump as soon as the exam started.
به محض شروع امتحان، یک تخلیه مغزی انجام دادم.



























