جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Struggle bus
01
دوره سخت, وضعیت مبارزه
a difficult situation or period of hardship
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
struggle buses
مثالها
I've been on the struggle bus trying to finish this report on time.
من در اتوبوس مبارزه بودم که سعی میکنم این گزارش را به موقع تمام کنم.



























