جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Goblin mode
01
حالت گابلین, وضعیت گابلین
a state of laziness, messiness, or unapologetic self-indulgence
slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
She went goblin mode after canceling all her plans.
او پس از لغو تمام برنامههایش وارد حالت گابلین شد.



























