جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Goblin mode
01
حالت گابلین, وضعیت گابلین
a state of laziness, messiness, or unapologetic self-indulgence
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
I spent the weekend in full goblin mode, eating snacks and watching TV.
آخر هفته را در حالت کامل گابلین گذراندم، اسنک خوردم و تلویزیون تماشا کردم.



























