جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fustercluck
01
یک فاجعه کامل, یک هرج و مرج کامل
a chaotic, confusing, or disastrous situation
slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
fusterclucks
مثالها
Everything went wrong and it was a total fustercluck.
همه چیز اشتباه پیش رفت و یک آشفتگی کامل بود.



























