جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cash money
01
پول نقد, وجه نقد
physical currency in the form of bills or coins, as opposed to checks, credit, or digital payments
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
cash moneys
مثالها
He showed up with the deposit in straight cash money.
او با ودیعه به صورت پول نقد حاضر شد.
cash money
01
عالی, تحسینبرانگیز
excellent, impressive, or of high quality
عامیانه
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most cash money
شکل تفضیلی
more cash money
درجهپذیر
مثالها
That new track is pure cash money; it's a hit.
آن آهنگ جدید پول نقد است؛ یک موفقیت است.



























