جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Big ones
01
پولهای بزرگ, اسکناسهای درشت
large amounts of money, usually referring to bills in higher denominations or sums in the thousands
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
big ones
مثالها
The repairs cost me five big ones.
تعمیرات برای من پنج تومان بزرگ هزینه داشت.



























