glowie
glowie
gləʊi
glewi
doughyflowyzowiesnowy

تعریف و معنی "glowie"در زبان انگلیسی

Glowie
01

گلویی, مخبر مشکوک

someone suspected of being a government agent, informant, or undercover operative in online spaces 
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
glowies
مثال‌ها
You sound like a glowie, feds watching? 

شبیه یک گلویی حرف می‌زنی، فدرال‌ها نگاه می‌کنند؟

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه