جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bad rap
01
شهرت بد, انتقاد ناعادلانه
unfair criticism or blame
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
bad raps
مثالها
The singer got a bad rap for something she didn't do.
خواننده به خاطر کاری که انجام نداده بود مورد انتقاد ناعادلانه قرار گرفت.



























