copium
co
ˈkəʊ
kew
pium
piəm
piēm
coriumconium

تعریف و معنی "copium"در زبان انگلیسی

Copium
01

کوپیوم, کوپیوم

a supposed substance that helps someone deal with failure, loss, or disappointment 
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
copiums
مثال‌ها
He's taking so much copium after losing that match. 

او بعد از باختن در آن مسابقه خیلی کوپیوم مصرف می‌کند.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه