جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Muscle mommy
01
مامان عضلانی, مادر ماهیچهای
a muscular, confident, and often admired woman, especially within fitness culture
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
muscle mommies
مثالها
She's the ultimate muscle mommy at the gym.
او مادر عضلانی نهایی در باشگاه است.



























