جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
drowning
01
غیر مد روز, منسوخ
unfashionable or poorly styled
slang
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most drowning
شکل تفضیلی
more drowning
درجهپذیر
مثالها
He showed up drownin' in last season's trends.
او در مدهای فصل گذشته غرق شده ظاهر شد.



























