جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to smize
01
لبخند زدن با چشمها, لبخند چشمی
to smile using one's eyes, often while keeping the mouth neutral
عامیانه
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
smize
سومشخص مفرد
smizes
وجه وصفی حال
smizing
گذشته ساده
smized
اسم مفعول
smized
مثالها
Tyra Banks taught the models how to smize on the runway.
تایرا بنکس به مدلها یاد داد که چگونه در پیست با چشم لبخند بزنند.



























