جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Mom bod
01
بدن مادر, اندام مادرانه
an average post-pregnancy body shape, often natural and unaltered
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
mom bods
مثالها
She's embracing her mom bod after having twins.
او در آغوش گرفتن بدن مادرانه خود پس از داشتن دوقلوها است.



























