جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to yassify
01
زیبا کردن, جلوه دادن
to enhance or glamorize someone's appearance, often dramatically
slang
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
yassify
سومشخص مفرد
yassifies
وجه وصفی حال
yassifying
گذشته ساده
yassified
اسم مفعول
yassified
مثالها
He yassified his selfie before posting it online.
او سلفی خود را قبل از ارسال آن به صورت آنلاین یاسیفای کرد.



























