جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to yassify
01
زیبا کردن, جلوه دادن
to enhance or glamorize someone's appearance, often dramatically
عامیانه
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
yassify
سومشخص مفرد
yassifies
وجه وصفی حال
yassifying
گذشته ساده
yassified
اسم مفعول
yassified
مثالها
They yassified her profile picture with a bold makeup filter.
آنها عکس پروفایل او را با یک فیلتر آرایشی جسورانه yassify کردند.



























