جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
No chill
01
کمبود آرامش, عدم خونسردی
a state of lacking calm, self-restraint, or composure
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب پیچیده
غیرقابل شمارش
مثالها
He has no chill when someone insults his favorite team.
او هیچ آرامشی ندارد وقتی کسی به تیم مورد علاقهاش توهین میکند.



























